هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
51
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
هم با او همراهى كرده و پرستاريش مىكنند . در ابتدا شوهر اين خانم برادر ناخوش هم همراهى بوده ، چون بانكيه « 1 » است ، نتوانسته بيشتر بماند ، رفته [ به ] سر كار خودش . اينها از او توجه خوبى مىكنند ، يعنى مادر ، و الّا دختره جوان است و مشغول دويدن توى باغ با اينها آشنا شديم . مردمان بسيار خوب معقولى هستند . روزها كه توى باغ گردش مىكنم و هركس در سايه زير درختى صندلىهاشان را مىگذراند [ و ] مىنشينند . اين خانم مىآيد نزديك من ، صحبت مىكند . من هم با زبان نيمهكاره چيزى مىگويم . از وضع ايران و پنهان شدن زنها از مردها سؤالات مىكند و بعد از فهميدن ، كه چطور جنسى هستند ، تعجبها مىكند و افسوس به حال آنها مىخورد . يك روز عصر او را وعده گرفته ، با اتو [ مبيل ] رفتيم توى باغات شهر گردش . من و او و يحيى و تقى . دخترش ماند نزد عمويش . در جايى بيرون [ از ] شهر چاى خورديم . خواستيم برويم [ به ] خانهء ولتر ، « 2 » كه يكى از شاعرهاى بزرگ است و در ژنو مدتى منزل داشته ، و در همان طرفى است كه ما به گردش آمدهايم ؛ ولى گفتند به جز روزهاى پنجشنبه نمىشود داخل شد . كسى آن خانه را خريده ، در آنجا منزل دارد . روزهاى پنجشنبه ، اذن داده مردم بروند ببينند . مبل [ و ] اسباب [ و ] هرچه در ايام آن شاعر بوده ، همه به جاى خود است . افسوس خورديم كه نشد خانه را ببينيم . مجسمهاش در بيرون ، روى پايه بود . ديديم و برگشتيم به هتل . حالت تقى همانطورها است و معلوم نيست [ كه ] خوب بشود . چند دفعه رفته نزد دكتر بار ، امتحانات كرده ، مىگويد هيچچيز در « كليه » او نمىبيند ؛ چون عكس كليهها را انداختهاند ، گفته است چندروز انجكسين « 3 » گنه گنه به او بكنند . حالا مشغول اين كار هستند . تا چه شود .
--> ( 1 ) . ظاهرا بهمعناى كارمند بانك است . ( 2 ) . فرانسوا مارى آروئه ( Francois Marie Arouet ) مشهور به ولتر ( Volter ) ، فيلسوف و نويسنده مشهور فرانسوى ( تولد : 1649 م . - درگذشت 1778 م . ) دو بار به زندان باستيل افتاد و 3 سال هم به انگلستان تبعيد شد . بيش از 52 كتاب نوشت ، از جمله « نامههايى درباره ملت انگليس » و « مطالعه دربارهء آداب و روحيات ملل » . ( 3 ) . انژكسيون ( injection ) تزريق آمپول دوايى ، آمپول .